سلام. دوباره اومدم که مزاحمتون بشم، ولی اینبار اگه رفتم قول می دم دیرتر بیام. پنج روز تهران بودم که این سفر خوش گذشت و جای شما واقعا خالی بود. جاهای مختلفی رفتم که خوشبختانه همه کارهام انجام شد، یک شب دعوت صادق ورمزیار بازیکن پیشکسوت تیم استقلال بودم، یک ملاقات با دوستان خوب و عزیزمون در دفتر فرهنگ و هنر صافیا داشتم که اونجا موفق به صحبت با آقای مصطفوی عزیز شدم، طی تماس تلفنی با حاج سعید قاسمی، با دکتر کوشکی هم آشنا شدم و از ایشان برای سخنرانی مراسم روز معلم دعوت کردم. دکتر محمد صادق کوشکی، دکترای علوم سیاسی و کارشناس ارشد معارف اسلامی، عضو هیأت علمی و رئیس گروه معارف دانشگاه خواجه نصیر طوسی تهران می باشد. ضمنا سفر ایشان به برازجان جهت سخنرانی بمناسبت شهادت استاد مطهری و با بررسی مسائل روز ایران و جهان صورت پذیرفت. دو برنامه برای استاد ترتیب دادیم که اولی مربوط به تحصن دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر بود که بخاطر حرکت زشت نشریات دانشگاه امیرکبیر کلاس ها رو تخته کرده بودند و ما هم فرصت را غنیمت شمردیم و از دکتر کوشکی بعنوان سخنران برنامه تحصن استفاده کردیم که الحق والانصاف ضمن کنترل اوضاع و آرام کردن جو به بررسی علل و عوامل این حرکت زشت دانشجویان امیرکبیر پرداختند ضمن اینکه جمعیت هم زیاد بود. سی دی برنامه موجود می باشد ولی بدلایل امنیتی فعلا از انتشار آن معذوریم. عصر هم در سالن سینما تربیت برازجان با حضور بسیجیان مراسمی بر خلاف میل باطنی بعضی بدخواهان برگزار شد که سی دی سخنرانی دکتر در این مراسم موجود می باشد. ضمنا لازم بذکر است دوستان بدانند که سی دی ها و محصولات مراسمات ما بصورت رایگان برای درخواست کنندگان ارسال می گردد. برنامه بعدی ما به احتمال زیاد 3 خرداد و با حضور یکی دیگر از بزرگان جنگ (10) ساله ایران خواهد بود. من هم مدتی نمی توانم در خدمت شما عزیزان باشم زیرا قرار است بعد از آپ کردن این مطلب مسافرت دوباره خود به تهران را برای تکمیل کارهای انجام شده انجام دهم و از آنجا هم برای مأموریت عازم یک مقصد نامعلوم خواهم شد و پس از آن هم به احتمال زیاد یک سفر خارج از کشور داشته باشم. راستی یادم رفت بگم موقع برگشتن از تهران با یک تأخیر 6 ساعته روبرو شدم که در همین مدت دوتا دوست خوب پیدا کردم. خلاصه اگه یه وقت ما برنگشتیم حلالمون کنید. عزت زیاد.
سعی کنید این مطلب رو کامل بخونید. من دوست نداشتم پای اینگونه مسائل رو به وبلاگم باز کنم ولی یک بنده خدایی در پیامی که در بخش نظرات وبلاگ گذاشته از من خواسته تا بیشتر از فعالیت های اجتماعی خود بنویسم، بدلیل قولی که از روز افتتاح وبلاگ داده بودم مبنی بر اینکه هیچ نظری را از لیست نظرات وبلاگ حذف نکنم و همه پیام ها قابل رؤیت باشند، ولی اینبار بر خلاف میل باطنی مجبور شدم توضیحاتی به نظر این بزرگوار عرضه کنم. البته قبول دارم که در این مورد دور خوردم. بله من جانشین یک پایگاه مقاومت هستم و افتخار می کنم که بتوانم خدمتگذار کوچک بسیجیان باشم. من از کوچکی بواسطه پدرم با این فضا آشنا شدم و در آن رشد کردم و اکنون با توجه به سن و سال شاید کم، از نظر بعضی ها، به سمت های مختلفی در بسیج دعوت شده ام که تا جایی که امکان داشته سعی و تلاشم بر این بوده که همیشه با اطرافیانم نرم و لطیف برخورد کنم و خود را نوکر بسیجیان بدانم. البته نمی دانم تا چه حد در این راه موفق بوده ام ولی امسال با توجه به گرفتاری کاری و برخلاف میل باطنی مجبور به استعفا شدم که تا به این لحظه با استعفای من موافقت نشده و من همچنان در خدمت برادران بسیجی هستم ولی اگر در آینده ای نزدیک اجازه ترک پست خود را پیدا کنم، نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه خیلی هم خوشحال می شوم، از این بابت که می توانم بعنوان یک فرد عادی با بسیج همکاری کنم. متنی که در زیر مشاهده می فرمائید استعفانامه اینجانب است:
بسمه تعالی
اتحاد ملی، انسجام اسلامی
به: فرماندهی محترم پایگاه مقاومت بسیج خاتم الانبیاء (ص) برازجان
پروردگارا! با چشمان باز و آگاهانه در این راه قدم گذاشتم و با ایمان به تو برای طرفداری از حق و مبارزه با کفر به این راه آمده ام. ریا و تکبر و خودنمایی نمی کنم، بلکه با نفس خود مبارزه می کنم. شاید که ایمانم را کامل کند پس مرا بیامرز و از گناهم در گذر.
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)، احتراما به استحضار می رساند اینجانب محمد پای بست فرزند عباس بشماره شناسنامه 523 و متولد 1365 بدلیل مشکلات کاری و تحصیلی که موجبات گرفتاری این بنده حقیر را فراهم نموده و در آینده احتمال عدم فعالیت مطلوب در پست کلیدی شورای پایگاه را بوجود خواهد آورد، ضمن تقدیر و تشکر فراوان از آن فرماندهی محترم، مسئولین شورا، نیروهای گردان و کلیه اعضای پایگاه، درخواست استعفای خود از پست جانشین فرماندهی پایگاه را تقدیم می دارم.
افتخار من خدمت در مدرسه عشق و نشستن در محضر بزرگانی چون شماست که الحق در راستای تحقق ارتش بیست میلیونی به فرمان حضرت امام (ره) از همان ابتدا در صحنه انقلاب بوده اید و با وجود تمام ناملایمات همچنان در سایه سار این شجره طیبه الهی محکم و استوار باقی مانده اید. من به همت و بزرگواری عزیزانی چون شما غبطه می خورم و از این که نمی توانم بیش از این در خدمت شما باشم شرمنده ام، ولی استعفای من به معنای فراموشی وظایفم در قبال گسترش فرهنگ ناب محمدی (ص) در جامعه نمی باشد. من دوست دارم همچنان در کنار شما، همراه و همگام شما در این راستا قدم بردارم ولی بعنوان یک عضو فعال بسیجی و نه بیشتر، اگر هم نحوه حضور این بنده حقیر مقبول واقع نشد با آرامش خاطر می گویم مرا عادی کنید.
این سخنان را نه از باب نصیحت بلکه جهت یادآوری عرض می کنم: به هوش باشید که شاید کسانی هم باشند که شعارشان در ظاهر همگام با شما و حرکت ظاهری آنان هم به مانند حزب الله باشد و ژست انقلابی هم داشته باشند، اما آگاه باشید که اهداف آنان جز تصفیه نیروهای انقلابی و انفجار آن از درون چیز دیگری نیست. و البته با شناختی که من از شما دارم مطمئنا در این زمینه همچون گذشته موفق خواهید بود و اجازه خودنمایی چنین افرادی را در پایگاه نخواهید داد.
دوست دارم از این پس با قلم خود به یاری این لشگر مخلص خدا بپردازم و در وصف یک بسیجی واقعی آنچنان با کلمات بازی کنم که دشمنان را یارای پاسخ نباشد: من بسجی ام، کبوتر خوش الحان آزادی انسان، من بسیجی ام، زاده انقلاب و پرورش یافته امام و در دامان سنگر رشد کرده ام. من بسیجی ام، مرغ اغشته به عشقی که جایش در دنیا نیست، دانش آموز مدرسه عشق و پا برهنه مغضوب دیکتاتورها، من بسیجی ام، چشم بیدار انقلاب، رهبرم بر بازوانم بوسه زده و هرگز نمی توانم بازوی دیگری باشم. اگر دشمنان با مسلسلهایشان مرا به رگبار ببندند و چشمهایم را در اوج درد از حدقه در بیاورند و پاهایم و سرم را از بدنم جدا سازند بر آنها می خندم و با اطمینان کامل به آنها می گویم که یک چیز را نتوانستید از من بگیرید و آن ایمان و هدفم و عشق به خداوند و عشق به ولایت است.
امیدوارم که این تفکر من همیشه و در همه جا همراهم باشد و جزء آن دسته ای نباشم که پس از دوری از این قافله به بیماری سخت فراموشی مبتلا شوم. در پایان ضمن تقدیر و تشکر فراوان از جنابعالی و کلیه اعضای پایگاه، از شما حلالیت می طلبم و اعلام می دارم که واقعا قادر به ادامه فعالیت نمی باشم، با وجود این که بارها شفاها درخواست خود را مطرح کرده ام و جنابعالی بعلت دلسوزی مخالفت خود را با قاطعیت اعلام داشته اید، مجبور شدم خواسته ام را بر روی کاغذ جاری کنم و می دانم که از این حرکت من دلگیر شده اید ولی فقط یک جمله می توانم بگویم: ببخشید چاره ای نبود.
با آرزوی موفقیت و بهروزی برای جنابعالی و سایر دوستان، خداوند متعال را بخاطر قدرتی که به من عطا کرد تا بتوانم بار این مسئولیت خطیر را به دوش بکشم شکر گذارم. خدایا سعادت دنیا و آخرت را نصیب مخاطبان این نامه که از پاکان روزگارند بگردان، که سعادت ایشان باعث خوشنودی این عبد گناهکار است. انشاء الله
سایه مقام معظم رهبری مستدام باد
برادر کوچک شما
محمد پای بست
1/1/86
سلام. حتما تعجب می کنید از اینکه اینبار زود برگشتم. خوب دیگه کارهای من غیر قابل پیش بینی هستند، مخصوصا امسال که قصد دارم بصورت نامنظم حرکت کنم. درسته که نظم پایه و اساس انجام هر کاریست ولی گاهی اوقات حرکات ناهماهنگ، نامنظم و در واقع ضربتی نشان از تحول در نظام فکری و عملی یک مجموعه یا یک شخص دارد. این عنصر نامطلوب هم برای ایجاد تغییر در سال 86 تصمیم به حرکت ضربدری و غیر قابل کنترل گرفته است و از این جور چرت و پرت ها. در مورد پست قبلی جهت بر طرف کردن بعضی شبهات باید عرض شود که حاج سعید و همراهان از سوی جمعی از برادران بسیجی پایگاه مقاومت ثامن الائمه (ع) دعوت شده بودند و در این برنامه برخلاف قبل که دستی در مدیریت مراسمات داشتم دخالتی نکردم تا نخود هر آش نباشم و خیلی دوست دارم که دوستان همیشه از این کارها بکنند تا بعضی ها فکر نکنند تفکرات حاجی و همفکرانش فقط با ما سازگار است، نه، بلکه امروزه در تمام دانشگاه های کشور سخن این عزیزان خریدار دارد. در مورد فیلم اخراجی ها و فروش فوق العاده این فیلم هم بدانید که بعضی ها فکر کردند که با کپی و سودجویی می توانند به فیلم ضربه بزنند ولی آقا مسعود مثل یک کارگردانی که چهل سال در حال ساخت این گونه فیلم هاست با یک پاتک بموقع اعلام کرد بابا اینی که شما دیدید کل فیلم نبود، مقدمش بود. آره، خلاصه جونم بگه براتون فیلم اصلی 140 دقیقه است که سینماها فقط 100 دقیقه آن را نمایش می دهند در حالی که جالب است بدانید نسخه دی وی دی آن 140 دقیقه دیگر بعنوان پشت صحنه فیلم دارد که حتما دیدنی خواهد بود. فراموش کرده بودم بگم ما بدنبال دعوت از مسعود ده نمکی عزیز برای یک برنامه نقد و بررسی فیلم اخراجی ها هستیم.
یک اس ام اس (فارسی را پاس بدارید) می بخشید پیام کوتاه جالب برام اومده که ترجیح می دم بدون مقدمه و بدون اظهار نظر اضافی بزارمش توی وبلاگ و شما نظر خودتون رو دربارش بیان کنید. ضمنا من هیچ نظری ندارم!:
دو هفته اقامت در بهترین هتل ایران، دیدار خصوصی با دکتر احمدی نژاد، صبحانه کره محلی و عسل سبلان، ناهار آبگوشت بزباش، شام کباب بناب، حضور درتمام بخشهای خبری دنیا، یک دست کت و شلوار هاکوپیان، بلیط پرواز مستقیم به لندن، به اضافه دهها جایزه دیگر ... کافی است یکبار به آبهای ایران تجاوز کنید.
|
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 85 [3]
خرداد 85 [25] تیر 85 [27] مرداد 85 [17] شهریور 85 [3] مهر 85 [3] آبان 85 [6] آذر 85 [7] دی 85 [6] بهمن 85 اسفند 85 [2] فروردین 86 [2] اردیبهشت 86 [3] خرداد 86 [4] تیر 86 [2] مرداد 86 [4] شهریور 86 مهر 86 [4] آبان 86 آذر 86 دی 86 [3] بهمن 86 اسفند 86 [2] فروردین 87 اردیبهشت 87 [3] خرداد 87 [2] تیر 87 [2] مرداد 87 [2] شهریور 87 [3] مهر 87 [3] آبان 87 [2] آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 مرداد 88 شهریور 88 [2] مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 [4] فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :50
بازدید دیروز :208 مجموع بازدیدها : 73676 خبر نامه
وضعیت من در یاهو
جستجو در وبلاگ
|